سلیقم خودم رو کشته

سلام دوستان

مدتی بود می خواستم قالب وبلاگم رو عوض کنم تااینکه امروز فرصت کردم

تصمیم دارم تا میلاد حضرت رسول این قالب را برای وبلاگم بذرام  بمونه

شاید هم مدت بیشتری

نظرتون چیه ؟

عید بر مسلمین مبارک

شاعر: علی معلم دامغانی

 

باور کنیم رجعت سرخ ستاره را

میعاد دستبرد شگفتی دوباره را

باور کنیم رویش سبز جوانه را

ابهام مردخیز غبار کرانه را

باور کنیم ملک خدا را که سرمد است

باور کنیم سکّه به نام محمد(ص) است

ادامه نوشته

valentine یا سپندارمذگان ؟ ( ایرانی باشیم )

همه ی ما مطالبی درباره ی روز عشق یا همون ((valentine) شنیدیم که چه طور و چگونه این اسم را برای او انتخاب کردند

اما کمتر کسیه که بدونه در ایران باستان ، نه مثل رومی ها از سه قرن بعد از میلاد،

که از بیست قرن قبل از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده!

جالبه که بدونید این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادفه با 29 بهمن،

یعنی فقط 4 روز بعد از والنتاین فرنگی !

ادامه نوشته

آغاز ولایت حضرت مهدی مبارک

 
ادامه نوشته

امید داشته باش

 

در برابر خداوند  همانند کودک ۱ ساله باش که هرگاه او را به بالا می اندازند ،

 از ته دل می خندد .

زیرا که ایمان دارد دستی او را خواهد گرفت .

خستگی های دلم ..........

با سلام خدمت دوستان ، من ازهمه ی ادیب دوستان و شاعران عذر خواهی می کنم

ببخشید که حرفهای دلم رو بهتر ازین نمی تونم بگم  

 

خسته ام  ..............

خسته از تنهایی

خسته از عاشقی و حیرانی

خسته از مردم کوی و برزن

که نمی دانند عشق را

و نمی فهمند عاشقی را

خسته از قلب های سنگی

خسته از جاده های خاکی

خسته از دلتنگی های  بی امان

خسته از اشکهای  بی امان

خسته از خنده های اجباری

خسته از بغض های پنهانی

خسته از خستگی های تنم

خسته از روزگار مشکلم

شعر باران

شاعر : حمید مصدق

وای ؛ باران باران

شیشه ی پنجره را بَاران شست.

از دل من اما ،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

پرمرغان نگاهم را شست.

 نماز باغ

  شاعر : کیوان شاهبداغی                                                         

 

چه خدا نزدیک است

لب درگاه عبودیت توست

به کناری بزن این پرده حجب

همنوا شو تو بازمزمه سبز حیات

 

ادامه نوشته

عشق از نگاه دکتر علی شریعتی


عشق يک جوشش کور است و پيوندي از سر نابينايي،

دوست داشتن پيوندي خودآگاه و از روي بصيرت روشن و زلال .

عشق بيشتر از غريزه آب مي  خورد و هرچه از غريزه سر زند بي ارزش است،

دوست داشتن از روح طلوع مي کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج ميگيرد.

عشق با شناسنامه بي ارتباط نيست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر ميگذارد
دوست داشتن در وراي سن و زمان و مزاج زندگي ميکند.

ادامه نوشته