تـــبـــریــک سوی قبرستان ..

سلام به دوستان عزیزم

امروز  میلاد حضرت علی است و  روز مرد نامیده شده

 این روز رو به همه ی مردان تبریک میگم  .

و به تمام زنانی که در نبود مردانشان مردانه با زندگی جنگیدن

 انشالله که مولا علی کمکمون کنه علی وار زندگی کنیم

این روز رو .........

خیلی ها به پدرشاون تبریک میگن

خیلی ها به عشقشون

خیلی ها به همسرشون

امروز تبریک من سمت  قبرستان بود........

عشق من روزت مبارک .........  

 

پدر من روزت مبارک.....

امروز شانزدهمین ساله که نیستی  امروز حال عجیبی دارم  نمیدونم خوشحالم یا ناراحت

خوشحال چون همه خوشحالن و میلاد امام علی هست  و ناراحت چون شانزدهمین سالگرد توست و شانزده ساله که تو نیستی

برایم دعا کن که دختر کوچولوت خیلی دلتنگه

 

نبودنت با من چه کرد .....

 

این روزها همه از من نسخه ی رژیمی را میخواهند که اینطور مرا ضعیف کرده

 

اما نمیدانند من این روزها خوب خورده ام ....

 

بغض هایم را چاشنی روزهای بی تو بودن کردم ....

 

و کابوس ها  دسر روزهای تنهاییم شد ...

 

هیچ کس نفهمید نبودنت ...

 

با من چه کرد ....

شکستم بی تو ....

کجای این انصاف است که بال بگشایی و بروی ؟

ایا کسی بالهایم را دزدیده تا کنارت نباشم ؟

کجای این انصاف است تمام سهم من از تو آغوش کشیدن سنگ قبرت باشد ؟

کجای این انصاف است که تمام شهر  یادگاری های از تو در خود جای داده باشد ؟

بیدار نمیشوم از این کابوس روز های بی تو بودن ....

سالروز فرشته شدنت مبارک

یک سال گذشت ......

یک سال از فرشته شدنت می گذرد

بُگذریم  و بُگذار سکوت کنم تنهاییم را

بُگذار این بغض همیشه پنهانی باشد . و فرو خورم بغض هایم را ، بغض بی تو بودن، بغض نبودت

بغض تنهایی ام ، بغض حرف های سنگین....

ادامه نوشته

نامه ای به پدرم

سلام پدرم

امروز ۱۵ خرداد ۹۰ است  ۱۵ ساله که نیستی و من دل تنگ تر از همیشه ........

آخ که چه قدر دلم تنگ شده برای بچگی هام که وقتی از مدرسه می رسیدم خونه می پریدم توی بغلت

گرچه خسته ی کار بودی ولی تا جایی که من خسته بشم باهام بازی می کردی

یا وقت هایی که نامه ای از مدرسه داشتم و می ترسیدم به مامان نشون بدم

دلم تنگ شده برای اون شبهایی که برام قصه می خوندی تا بخوابم

دلم تنگ شده برای وقتیایی که گریون بودم آغوش مهربونت بود

دلم تنگ شده برای اون دستهای گرم و مهربونت که گرچه  از کار و روزگار زبر و خشن شده بود  ولی پر از عشق و محبت بود

 وقتی تو رفتی خیلی تنها شدم ..........

وقتی تو رفتی .......................

دلم تنگ شده ...........

بابا دلم تنگ برات ............

کاش اینقدر زود نمی رفتی ..........

کاش بودی تا که اینقدر دلتنگ نشم .......................

کاش بودی تا ببینی دختر لوس و ته تغاریت می خواد مهندس بشه .........

کاش .........

کاش.........

دلم پر شده از این ای کاش ها دلم گرفته از دلتنگی هام خستم از مردم روزگار

کاش راهی بود که برگردی یا که من پیشت بیام ...........

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

آن یار کزو خانه ما حای پری بود

سرتا قدمش چون پری از عیب بری بود



دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش

بیچاره ندانست که یارش سفری بود

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


تموم دنیای بابا چراغ روشن فردا

وقتی که خودت نباشی صدات تو گوشم هر جا

آواز قاصدکا رو

نشونت می دم تموم پرواز بادبادکا رو  

اومدم برات میارم آدمای قصه ها رو

تموم شور و نشاط بازی های بچه ها رو

می برمت به باغ قصه که مثل شهر فرنگ

هنوز هم تو باغ قصه خواب خرگوش و

تموم دنیای بابا چراغ روشن فردا

وقتی که خودت نباشی صدات تو گوشم هر جا

آواز چلچله ها رو تو باید برام بخونی

خیلی چیزای دیگه رو تو هنوز باید بدونی ....................

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نامه ای به بهشت .......

امروز تولد تو بود و خودت نبودی ..........

خیلی حرف ها توی دلم هست که نمی تونم بگم فقط خیلی دلم میخواست باشی و تولدت رو تبریک بگم

ولی تو ....................

زیر مشتی خاک و در آغوش خدا خوابیدی

آخرین تولدت یادت هست ؟ سال گذشته ؟ آسمان بغض سنگینی داشت و می بارید و بی تاب بود

 

گویی او نیز می دانست که این آخرین بهار توست و سی امین بهار تو .................

و من امروز فقط با شاخه گلی بر سر خاک تولدت را تبریک گفتم

 ولی امروز  در آسمان نه از بغض خبری بود و نه بی تاب بو د و نه می بارید

گویی شاد بود .......

شاد از اینکه  تو در بالاترین طبقات او  فرشتگان جشنی برایت گرفته اند

و زمین شاد که جسم تو را در بغل دارد ...........

ومن ..........

افسوس و افسوس  و افسوس ..........

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

صبر بر هجر تو توانم بکنم

تو بگو با دل تنگم چه کنم  ؟؟؟؟

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ادامه نوشته

خستگی های دلم ..........

با سلام خدمت دوستان ، من ازهمه ی ادیب دوستان و شاعران عذر خواهی می کنم

ببخشید که حرفهای دلم رو بهتر ازین نمی تونم بگم  

 

خسته ام  ..............

خسته از تنهایی

خسته از عاشقی و حیرانی

خسته از مردم کوی و برزن

که نمی دانند عشق را

و نمی فهمند عاشقی را

خسته از قلب های سنگی

خسته از جاده های خاکی

خسته از دلتنگی های  بی امان

خسته از اشکهای  بی امان

خسته از خنده های اجباری

خسته از بغض های پنهانی

خسته از خستگی های تنم

خسته از روزگار مشکلم

چشمان من

با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز

مطالبی که در اینجا می نویسم نه شعر است و نه متن ادبی فقط حرف های دل خسته ام است

که کم طاقت است و طاقت غم ها را ندارد

 

 

چشمان خیسم چه می گویید ؟

 هنوز دل من داغ دار است

هنوز تن تبدارم عاشق است

و هزاران هزار بغض در گلو دارم

و هزاران هزار سخن بر زبان

با لهجه ی سکوت

نکند از باریدن خسته ای

نکند هنوز به وداع عادت نکردی

نکند به دیدن کسی دیگر دلخوشی

که قلب من زخمی است

زخمی داغی عظیم

زخمی اندوهی حزین

تمام لحظه ها را با تو دیدم

و هنوز وقتی به خواب می روی

قلبم آنچه را که دیده ای باز می گوید

و روحم شیون کنان تو را بیدار می کند

می دانم که تو نیز دیریست که نیارامیدی

اما صبور باش چسمان من

ببین که دلم چگونه در عزا ست

و چه صبورانه در سوگ نشسته

روحم را تماشا کن که چه بی تاب لحظه های زیباست

و چه آرام می گرید

تو نیز صبور باش

می دانم که دشوار است

زیرا که من پر بودم از او

و او پر بود از من

او پر بود از عطر سکر آور بهشتی

و من ندانستم که او خود نیز از اهالی بهشت است

و به زودی باز می گردد به دیار خود

 و او بازگشت به بهشتی که جایگاهش بود

ببار باران

با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز

مطالبی که در اینجا می نویسم نه شعر است و نه متن ادبی فقط حرف های دل خسته ام است

که کم طاقت است و طاقت غم ها را ندارد

 

ببار باران

به یاد اولین عشق

به یاد اولین نگاه

به یاد اولین گناه

به جای تمام دل های ابری تو ببار

به یاد روزه های زیبا

خاطره های نا تکرار

زخم های پنهان

به یاد عاشق های دور از هم

به یاد بغض های در گلو

حرف های نیمه تموم

اشک های در چشم خشکیده

ببار با ترانه ی عشق

با بوی شبنم و پونه

به  یاد عشق های از دست رفته

به یاد جوانه های زیر خاک

به یاد دست های از خاک بیرون مانده